خرید بک لینک

Those were the days اونا روزهایی بودن

در این یادداشت متن ترانه زیبای Those were the days (اونا روزهایی بودن) از هنرمند ولزی، ماری هاپکین برای شما انتخاب کرده ایم.

Once upon a time there was a tave

که قبلا اونجا یکی دو گیلاس می نوشیدیم

Where we used to raise a glass or two

که قبلا اونجا یکی دو گیلاس می نوشیدیم

Remember how we laughed away the hours

یادت بیاد چطور ساعت های می خندیدیم

And think of all the great things we would do

و فکر کن به کارهای بزرگی که انجام می دادیم

Those were the days, my friend

اونا روزهایی بودن دوست من

We thought they'd never end

که فکر نمی کردیم هیچوقت تموم بشن

We'd sing and dance forever and a day

همیشه و هر روز می خوندیم و می رقصیدیم

We'd live the life we choose

زندگی رو داشتیم که خودمون انتخاب می کردیم

We'd fight and never lose

می جنگیدیم و هیچوقت شکست نمی خوردیم

For we were young and sure to have our way

چون جوان بودیم و مطمئن از اینکه راه خودمون رو داریم

Then the busy years went rushing by us

سال های پرمشغله رو با عجله پشت سر گذاشتیم

We lost our starry notions on the way

همه اون مفاهیم درخشان رو در راه از دست دادیم

If by chance I'd see you in the tave

اگه اتفاقی تو رو تو اون میکده می دیدم

We'd smile at one another and we'd say

به هم لبخند می زدیم و می گفتیم

Those were the days, my friend

اونا روزهایی بودن دوست من

We thought they'd never end

که فکر نمی کردیم هیچوقت تموم بشن

We'd sing and dance forever and a day

همیشه و هر روز می خوندیم و می رقصیدیم

We'd live the life we choose

زندگی رو داشتیم که خودمون انتخاب می کردیم

We'd fight and never lose

می جنگیدیم و هیچوقت شکست نمی خوردیم

Those were the days, oh yes, those were the days

اونا روزهایی بودن، آه بله، چه روزهایی

Just tonight I stood before the tavern

درست امشب روبروی اون میکده ایستادم

Nothing seemed the way it used to be

هیچ چیز اون جور که قبلا بود به نظر نمیرسید

In the glass I saw a strange reflection

توی شیشه بازتاب غریبی رو دیدم

Was that lonely woman really me?

اون زن تنها واقعا خودم بودم؟

Those were the days, my friend

اونا روزهایی بودن دوست من

We thought they'd never end

که فکر نمی کردیم هیچوقت تموم بشن

We'd sing and dance forever and a day

همیشه و هر روز می خوندیم و می رقصیدیم

We'd live the life we choose

زندگی رو داشتیم که خودمون انتخاب می کردیم

We'd fight and never lose

می جنگیدیم و هیچوقت شکست نمی خوردیم

Those were the days, oh yes, those were the days

اونا روزهایی بودن، آه بله، چه روزهایی

Through the door there came familiar laughter

از میان در صدای خنده آشنایی آمد

I saw your face and heard you call my name

چهره ات رو دیدم و شنیدم که اسمم رو صدا زدی

Oh, my friend, we're older but no wiser

آه دوست من، ما پیر شدیم ولی عاقل نه

For in our hearts the dreams are still the same

برای اینکه در قلبهامون رؤهایا هنوز هم همونن

Those were the days, my friend

اونا روزهایی بودن دوست من

We thought they'd never end

که فکر نمی کردیم هیچوقت تموم بشن

We'd sing and dance forever and a day

همیشه و هر روز می خوندیم و می رقصیدیم

We'd live the life we choose

زندگی رو داشتیم که خودمون انتخاب می کردیم

We'd fight and never lose

می جنگیدیم و هیچوقت شکست نمی خوردیم

Those were the days, oh yes, those were the days

اونا روزهایی بودن، آه بله، چه روزهایی

برچسب: نویسنده: رادین یزدانی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 15:27

صفحه بندی